اسباب انحلال عقد

اسباب انحلال عقد عبارتند از :

اقاله و انفساخ هر سه گونه را ذیلا بررسی میکنیم :

 

1)- اقاله

 

 قانون مدنی در ماده ی 283 می گوید : (( بعد از معامله ، طرفین میتوانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ  کنند .))

 قانون مرقوم در ماده ی 264 اقاله را ذیل فصل سقوط تعهدات اورده است ، اما با توجه به ماهیت آن میتوان اقاله را جزو اسباب انحلال عقد دانست .

در اقاله همان نیروی اراده ی طرفین که عقد را به وجود اورده است ، برای انحلال و تفاسخ آن هم میتواند تراضی کنند .

باید توجه داشت که اقاله ( تفاسخ ) فقط در عقد لازم امکان پذیر است زیرا در عقد جایز اقاله مفهومی ندارد و هریک از طرفین میتواند عقد را هرزمان بخواهد منحل کند .

اقاله از اسباب انحلال به تراضی و اثر آن ناظر به آینده است . در اقاله هردو طرف قرارداد باید برای پایان حیات موجود حقوقی که خود به وجود آورده اند، اتفاق داشته باشند وگرنه اراده یک طرف از عقد را نمیتوان اقاله شمرد .

پس از اعمال اقاله ، تعهدات طرفین ساقط و به عمل حقوقی ( عقد ) پایان داده میشود.

لذاست که در تعریف اقاله گفته اند : (( تراضی دو طرف عقد است بر انحلال آن))

بدین ترتیب ، اقاله در واقع نوعی عقد است ، تنها عقد و توافقی که ناظر به انحلال عقد سابق است . به عبارت دیگر ، تراضی طرفین و اراده ی انان به این تعلق گرفته است عقدی را که قبلا منعقد کرده اند با توافق یک دیگر منحل کنند .این انحلال ممکن است بلافاصله بعد از تحقق عقد و قبل از اجرای ان باشد و یا پس از عقد و ضمن اجرای ان صورت پذیرد.

 

 2)- فسخ 

 

یکی دیگر از اسباب انحلال عقد ، (( فسخ )) است . همانطوری که می دانیم در عقد لازم هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ ان را دارد مگر در موارد معینه . پس، فسخ عقد درموارد معینه در عقود لازم ، نمود پیدا میکند نه در عقود جایز . زیرا ، در عفد جایز هریک از دو طرف به دلخواه خود میتواند ان را فسخ کند . چنان چه در وکالت ، وکیل هروقت بخواهد از از وکالت استعفا دهد و موکل هر زمان بخواهد میتواند او را عزل کند . برعکس در عقد لازم برهم زدن عقد خلاف اصل و نامتعارف است و نیاز به مجوز قانونی یا قراردادی دارد.

داشتن مجوز قانونی یا قراردادی برای هریک از طرفین عقد ، در واقع حقی به است برای برهم زدن معامله ی لازم .

این حق را اصطلاحا (( خیار فسخ )) میگویند که گاه به طور اختصار (( خیار )) گفته میشود .واژه ((خیار)) اسم مصدر ((اختیار)) یا مصدری است به معنی اختیار و مقصود اختیاری است که شخص در فسخ معامله دارد ، به همین جهت گاه همراه با کلمه ی فسخ می اید و میگویند (( خیارفسخ )).

در قانون مدنی از خیارات مختلفی نام برده شده اما در انجا خیارات به دو بخش عمده تقسیم میشود .

دسته ای مختصرا مختص عقد بیع اند و دسته ای دیگر بین عقد بیع و دیگر عقد عقود لازم ،مشترکند.

 

3)انفساخ

 

یکی دیگر از اسباب انحلال عقد (( انفساخ )) است . طبیعت این نوع از سبب انحلال عقد به گونه ای است که نه مثل خیار فسخ و نه مانند اقاله است . گفتیم اقاله عقد جدیدی است برای برهم زدن عقد سابق و خیار فسخ نیز حقی است برای هریک از طرفین یا شخص ثالث جهت پایان دادن به حیات عمل حقوقی دو جانبه ( عقد ) .

اما انفساخ پایان عقد است که معلق به وجود شرایطی است که بعد از عقد و در جریان اجرای ان واقع میشود.

در انفساخ عقد ، طرفین می توانند شرط کنند که در اثر رویداد ویژه ای ، عقد به طور قهری منحل میشود . قهری بودن انحلال در تمام مواردی که واژه ی (( انفساخ )) به کار برده میشود به این معنی است که عقد ، بدون اینکه نیاز به عمل حقوقی اضافی باشد ، خود به خود از بین میرود و حق انتخاب برای یکی از دو طرف یا دادگاه باقی نمی ماند

پس ، قهری بودن انحلال منافاتی با اراده ی بودن سبب ان ندارد . برای مثال ، در جایی که نسبت به انحلال عقد در اینده ، دو طرف توافق می کنند و ضمن شرط درباره ی مبانی ان تصمیم می گیرند ، در صورت جمع شدن شرایط انحلال ، انفساخ عقد قهری است و سبب آن ارادی .

رویدادی که فسخ عقد معلق به تحقق ان است ممکن است بر خلاف میل و تصمیم دو طرف رخ دهد و عقد را منحل سازد . شرط انفساخ را نباید با خبار شرط اشتباه کرد ، زیرا در مواردی ممکن است این دو باهم خلط شود. در شرط انفساخ ، هر دو طرف برای انحلال قرارداد تصمیم میگیرند که ان را منوط و موکول به وقوع امری کنند در حالی که در شرط خیار ( ماده ی 399 ق.م.) از ابتدای تشکیل عقد چنین مقرر می شود که پایان عقد در اختیار یکی از طرفین یا هردو و یا شخص ثالث در مدت معینی است.

در انفساخ ، انچه را که عقد معلق بر فسخ ان می شود ، شرط فاسخ می گویند . به عبارت دیگر شرط فاسخ ، توافقی است که دو طرف درباره ی انفساخ احتمالی عقد در اینده میکنند و به دین وجه تعهدات ناشی از عقد را محدود به وقوع حادثه یا عدم وقوع شرایط خاصی میسازند .

از این رو ، نتیجه تحقق شرط فاسخ ، انحلال قهری و خود به خودی عقد است و نیازی به تصمیم هیچ یک از طرفین ندارد. هرگاه در اثر شرط فاسخ ، عقد منحل شود اثر ان مانند سایر خیارات نسبت به اینده است و تاثیری در گذشته ندارد .

لازم به یاداوری است که شرط انفساخ عقد بر خلاف دیگر خیارات ، مختص عقود لازم نیست و در عقود جایز نیز میتوان شرط فاسخ قرارداد. گرچه عقد جایز با اراده ی هریک از طرفین عقد ، منحل میشود لکن شرط انفساخ چون به اراده ی طرفین ارتباطی ندارد لذا در صورت وقوع رویداد احتمالی در اینده ، همان عقد جایز خود به خود منحل می شود .

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا

مشاوره دریافت کنید