خواهان

 

در یک تعریف کلی خواهان کسی است که شروع کننده دعوا است و از دادگاه تقاضا دارد که خوانده را محکوم به انجام یک عمل، ترک یک عمل یا شناسایی یک وضعیت حقوقی بکند. در این حالت خواهان باید ذینفع، دارای سمت و دارای اهلیت قانونی باشد.

عدم احراز هر کدام از این موارد می تواند منجر به صدور قرار رد دعوا شود.

نکته مهم در تعیین خواهان این است که حق مورد تقاضا باید متعلق به خواهان باشد. به عنوان مثال در تعهد به نفع ثالث؛ عقد با ایجاب و قبول مشروط له و مشروط علیه منعقد می شود و ثالث نقشی در انعقاد آن ندارد. اما اگر مشروط علیه از ادای تعهد خودداری کند، حقی برای مشروط له و ثالث در مطالبه انجام آن تعهد ایجاد می شود . اگر چه ثالث به دلیل اینکه جزء طرفین قرارداد نیست به استناد عدم اجرای آن تعهد حق فسخ قرارداد را ندارد اما می تواند متعهد را به اجرای شرط الزام کند.

نکته قابل ذکر دیگر در تعیین خواهان تفکیک بین اصیل و نماینده است. به این صورت که در مواقعی خواهان شخص مدعی حق است که با رعایت موارد گفته شده فوق (شخص ذینفع، دارای سمت و دارای اهلیت قانونی) صلاحیت طرح دعوا را دارد. در حالت دوم خواهان اصیل نیست و شخصی به نیابت از خواهان طرح دعوا می کند؛ که به نمونه هایی ازآن اشاره می شود:

1 – وکیل: مقررات مربوط به این مبحث در مواد 36-31 از باب وکالت قانون آیین دادرسی مدنی بیان شده است. اما باید توجه داشت که وکیل مدنی مجوز ثبت دادخواست را ندارد و وکالتنامه دادگستری و ابطال تمبر مالیاتی  از سوی وکیل؛ امری ضروری

است . عدم رعایت موارد ذکر شده منجر به صدور قرار رفع نقص می شود.

2 – نماینده حقوقی : لازم به ذکر است که  ماده 32 قانون آیین دادرسی مدنی امتیاز استفاده از نماینده حقوقی را صرفا برای دستگاه های دولتی مورد شناسایی قرار داده است.

3 – قیم یا ولی : این مورد مربوط به زمانی است که شخص دارای حق؛ محجور است. در این صورت در ستون خواهان نام محجور درج می شود و ولی یا قیم به نیابت از شخص محجور طرح دعوا می کند .توجه به این نکته مهم ضروری است که به موجب قانون مدنی اقامتگاه محجور، اقامتگاه ولی یا قیم است، از این رو نشانی ولی یا قیم به عنوان نشانی محجور درج میشود. این نکته از این رو مهم است که عدم تعیین درست اقامتگاه خواهان منجر به صدور قرار ر دعوا می شود.

4 – مدیر تصفیه یا اداره تصفیه: طبق ماده 418 قانون تجارت مدیر تصفیه یا اداره تصفیه می تواند به قائم مقامی تاجر ورشکسته برای وصول مطالباتش طرح دعوا کند. همچنین طبق ماده 419 قانون تجارت طلبکار برای وصول مطالباتش باید دعوا را به طرفیت اداره تصفیه یا مدیر تصفیه اقامه کند. تاجر ورشکسته اگر چه فاقد اهلیت استیفا است اما اهلیت تمتع دارد از این رو حق مورد مطالبه متعلق به ورشکسته است اما وی حق اقامه دعوا ندارد.

5 – متولی موقوفه: متولی دارای شخصیت حقیقی و موقوفه دارای شخصیت حقوقی است. از این رومتولی صرفا به نیابت از موقوفه صلاحیت طرح دعوا را دارد اما نام موقوفه به عنوان خواهان درج می شود.

6 – وصی : وصی شخصی است که وصیت کننده یا موصی انجام امور، اداره امور یا یک سری تعهدات را برای بعد از فوتش به

عهده او قرار داده است. در این خصوص و در جهت وصول مطالبات متوفی با طرح دعوا، دو فرض مطرح می شود:

الف – متوفی دارای ورثه است: در این صورت طبق قاعده اذن در شی اذن در لوازم آن است وصی می تواند به نیابت از متوفی برای وصول مطالبات او دادخواست تقدیم کند اما نکته مهم این است که در این مورد متوفی خواهان نیست چرا که با فوت؛ اهلیت تمتع اشخاص به پایان می رسد و وراث قائم مقام متوفی هستند از این رو نام وراث به عنوان خواهان و نام وصی به عنوان نماینده درج می شود.

ب- متوفی ورثه ندارد: در این صورت نیز حقی برای وصی از این جهت ایجاد نمی شود که  خواهان دعوا قرار گیرد در این صورت ورثه شخص متوفی «دادستان» است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا

مشاوره دریافت کنید