خیانت در امانت

سابقه تاریخی: ملزومات زندگی اجتماعی : توجه همه ادیان حقوق روم : جرم خیانت در امانت با عنوان کلی فورتوم مجازات می شد این عنوان کلی تمام جرایم علیه اموال بود . (سرقت – کلاهبرداری – تخریب و خیانت در امانت) حقوق ایران : قانون مجازات عمومی سال 1304 بازنویسی ماده 408 قانون جزای فرانسه بود. این جرم تحت ماده 241 مطرح شد . نکته : با توجه به رویکرد پیروی از قانون فرانسه موضوعات خیانت در امانت عبارت بود از اموال ، اجناس،… ، … های بانکی و نوشتجات بنابراین همه شامل مال منقول بود و متعاقبا رای شعبه 6 دیوان 31/6/1320 تایید نمود که: (( ماده 241 اساسا شامل مال غیر منقول نمی باشد.)) سابقه فقهی ( خیانت در امانت از نظر موازین فقهی ) آیه 8 سوره مومنون : وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ : صفات مومنان و اهل ایمان آیه 27 سوره انفال – آیه 58 سوره نساء – آیه 283 سوره بقره – آیه 75 سوره آل عمران حقوق فرانسه : در گذشته جرم مستقل نبود . بعد از انقلاب کبیر فرانسه از جرایم مالی تفکیک شد . سابقا ماده 408 قانون فرانسه بود : «شخصی بر ضرر مالک یا متصرف راجع به اسناد تجاری ، پول نقد ، یا مال التجاره و یا نوشتجات که حاوی تعهدات یا مفاصا حساب و به موجب عقود مخصوص به مشارالیه تسلیم شده تعدی و تفریظ نماید .» اما در حال حاضر ماده 1- 314 قانون جزایی فرانسه : خیانت در امانت فعل یک شخص است به زبان دیگری و قبول تعهد نسبت به استرداد یا عرضه یا مصرف معین آن ها . خیانت در امانت مستوجب کیفر سه سال حبس و 000/500/2 فرانک سوئیس جزای نقدی است . ماده فوق ماده به ماده 408 وسعت بخشیده است. ماده 2-314 قانون مذکور به ذکر موارد مشدده می پردازد : 1- توسط شخصی که با توسل به عامه به منظور تحویل وجوه یا اوراق بهادار 2- به وسیله اشخاص دیگری ولو به صورت غیر رسمی نسبت به شخص ثالث اقدام هفت سال حبس و 000/000/5 فرانک جزای نقد. حقوق ایران ماده 673 قانون مجازات اسلامی: هرکس از سفید مهر با سفید امضا که به او سپرده شده است یا به هر طریق به دست آورده سوء استفاده نماید به 6 ماه تا یک سال و شش ماه حبس محکوم خواهد شد . نکته: این ماده به موجب ماده 104 قانون مجازات اسلامی و ماده 11 قانون کاهش مجازات حبس مصوب 23/2/99 قابل گذشت و مجازات به نصف تقلیل یافته و اصلاح گردید. ماده 674 قانون مجازات اسلامی: هر گاه اموال منقول یا غیر منقول یا نوشته‌هایی از قبیل سفته و چک و قبض و نظایر آن به عنوان اجاره یا امانت یا رهن یا برای وکالت یا هر کار با اجرت یا بی‌اجرت، به کسی داده شده و بنا بر این بوده است که اشیاء مذکور، مسترد شود یا به مصرف معینی برسد و شخصی که آن اشیاء نزد او بوده آنها را به ضرر مالکین یا متصرفین آنها استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود نماید به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد. نکته : با توجه به قابل گذشت بودن بر اساس قانون کاهش مجازات حبس تعزیری، جرم خیانت در امانت در زمره جرایم قابل گذشت قرار گرفته و با تغییر در حداقل و حداکثر، مجازات حبس جرم خیانت در امانت (نصف مجازات) سه ماه تا یکسال و نیم است . تفاوت خیانت در امانت با جرایم دیگر الف) کلاهبرداری 1- در کلاهبرداری مجنی علیه تحت تأثیر صحنه سازی و انجام مانور متقلبانه مبادرت به تحویل مال خود به فرد می نماید و اگر اغفال و فریبی از ناحیه مجرم نباشد عمل مشمول کلاهبرداری نیست اما در خیانت در امانت قربانی جرم ابتدا مال خود را با طیب خاطر به مجرم می دهد و در وهله بعد است که مجرم از استرداد مال مورد امانت خودداری می کند. 2- انتفاع: کلاهبردار منتفع می شود به طوری که اگر فردی به قصد انتقام و حسادت یا … با صحنه سازی موجب شود که قربانی، اموال خود را به بهای ارزان در بازار بفروشد و از این راه متضرر شود از آنجا که مرتکب در این مورد نفعی نبرده ، جرم کلاهبرداری در مورد این شخص محقق نمی گردد. اما در خیانت در امانت چه امین از مال مورد خیانت منتفع شود چه نفعی عایدش نشود مشمول جرم خیانت در امانت می گردد. بنابراین : 1- عمل واحد نمی تواند واجد هر دو عنوان کلاهبرداری و خیانت در امانت باشد ، زیرا کلاهبرداری متضمن عنوان فریب و خیانت در امانت متضمن عنوان رضا است. 2- اگر مجرم با سوء نیت و مانورهای متقلبانه ، خود را شخصی امین جلوه دهد و موجب شود که مالک اموالش را در اختیار وی قرار دهد، به نظر من کلاهبرداری است به این علت که مجرم مال را با صحنه سازی از مالک گرفته است . ب- سرقت : تعریف : ربودن مال منقول متعلق به دیگری 1- در سرقت استیلا بر مال غیر بدون علم و رضایت صاحب مال و در جرم خیانت در امانت علم و رضا بر بردن مال است . 2- سرقت منحصر است به اموال منقول بوده و شامل غیر منقول نمی شود . جرم خیانت در امانت هم اموال منقول و هم اموال غیر منقول را شامل می گردد. 3- در شخص مجرم : با توضیحات فوق سارق ناشناس است، ولی خائن شناخته شده و مورد وثوق صاحب مال و در صورت خیانت تعقیب و مجازات می شود ولی سارق در صورت دستگیر نشدن همچنان ناشناس باقی می ماند . ج- اختلاس : در این خصوص دو وجه تمایز وجود دارد با این توضیح که اگر مال از اموال عمومی و متعلق به دولت باشد و به سبب وظیفه قانونی در اختیار کارمند دولت قرار گرفته باشد و او آن مال را برداشت یا تصاحب کند مختلس محسوب می شود، اما در خیانت در امانت بر حسب وظیفه مال اشخاص در اختیار امین قرار نمی گیرد بلکه رابطه آزادانه شخصی است که صاحب مال با اعتماد به شخص امین اموالش را به امانت نزد او می گذارد . * به نظر نگارنده: اختلاس با تفاوت در رکن قانونی و میزان مجازات و تشابه در رکن روانی یکی از صورتهای خاص خیانت در امانت است. وجه تمایز آن در برخی اجزا و شرایط رکن مادی است. عناصر خیانت در امانت الف -عنصر قانونی : ماده 674 قانون مجازات اسلامی تا سال 1399 غیر قابل گذشت بود که در 23/2/99 با اصلاح ماده 104 قانون مجازات اسلامی سال 1392 قابل گذشت اعلام گردیده است. خیانت در امانت تعزیر شرعی یا حکومتی در تعزیر شرعی نوع و مقدار در قانون مشخص است. ماده 18 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که به موجب تبصره 2 ماده 115 همان قانون شمول برخی تأسیسات حقوقی من جمله مرور زمان کیفری موضوع ماده 105 مستثنی شده اما تفکیک تعزیز شرعی و حکومتی نگردیده است. نظریه اداره حقوقی : 572-1/186-92 تعزیرات منصوص شرعی به تعزیری گفته می شود که در شرع مقدس اسلام برای یک عمل نوع و مقدار کیفر مشخص شده و غیر آن تعزیرات حکومتی محسوب می گردد. رأی وحدت رویه 770 مورخ 26/4/1397 دیوان عالی کشور مقرر می دارد: مستنبط از مقررات ماده 18 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 تعزیر مجازاتی است که در موارد ارتکاب محرمات شرعی یا نقض مقررات حکومتی تعیین و اعمال می شود و کیفیت اجرا و مقررات مربوط به تخفیف، تعلیق، سقوط و سایر احکام مربوط به آن به موجب قانون تعیین می شود و در ماده 115 این قانون به دادگاه اجازه داده شده مقررات راجع به تخفیف مجازات را در کلیه جرایم تعزیری اعمال کند و در تبصره دوم آن تعزیر منصوص شرعی که نوع و مقدار آن همانند مجازات حدی، غیر قابل تغییر می باشد از اطلاق ماده اخیر الذکر استثنا شده است. ب- عنصر مادی : حتما با فعل مثبت محقق می گردد. 1- استعمال : مصرف و استفاده بر خلاف توافق مثال : الف اتومبیل خود را جهت مسافرت به شخص ب می سپارد و شخص ب بجای مسافرت با آن مصالح بنایی جابجا نماید. * به نظر نگارنده بهتر بود بعد از واژه «استعمال» کلمه «ناروا» به کار می رفت تا منظور قانونگذار بهتر مشخص شود . 2- تصاحب : صاحب شدن – تملک نکته : صرف خودداری امین از استرداد ، تصاحب نیست، قصد تملک و تصاحب لازم است. * نظر نگارنده : گرو نگه داشتن (تقاص = به حساب هم رسیدن ) زمانی که داین با رعایت شرایط خاص و بدون مراجعه به قاضی حق خود را از اموال مدیون که در دسترسی اوست استیفا کند تقاص صورت پذیرفته است . 3-اتلاف : نیست و تباه شدن مانند آنکه کتاب را پاره کند. * نظر نگارنده: واضح است معنی ماده از بین بردن عمدی است که با ترک فعل محقق می گردد. لیکن به نظر اینجانب تلف با ترک فعل نیز قابل تحقق است. مثال اول: شخص الف به شخص ب پرنده می سپارد و شخص ب به قصد و عمدا به پرنده غذا ندهد تا بمیرد. مثال دوم: مالک فرش خود را روی دیوار پهن نمود تا خشک گردد و به جهت مسافرت به همسایه امانت سپرد تا از آن مراقبت کند و همسایه عمدا پس از خشک شدن آن را از روی دیوار بر نمی دارد تا در اثر آفتاب رنگ پریده گردد. ( دقت شود قصد لازم است و قوه قهریه مانند سیل و زلزله را شامل نمی شود.) اثبات قوه قهریه با امین است لیکن در صورت اثبات امین نیز ضامن نیست. 4- مفقود کردن : گم کردن شخص الف انگشتر شخص ب را وسط بیابان بیندازد. در همه موارد فوق سوء نیت مهم است و اگر مفقود کردن در اثر اهمال باشد به لحاظ حقوقی امین ضامن است. ج – عنصر روانی در تحقق جرم خیانت در امانت، عمد عام و عمد خاص هر دو لازم است. عمد عام به معنای عمد در ارتکاب عنصر مادی و عمد خاص به معنای ورود ضرربه مالک یا متصرف است. شرایط و اوضاع احوال لازم برای تحقق جرم : 1- مال : موضوع جرم باید عین مال یا وسیله تحصیل مال باشد و فرقی در منقول و غیر منقول ندارد. 2- سپردن 1-2- سپردن مال به امین : مال باید به وسیله مالک یا متصرف قانونی به امین سپرده شود . شخص خود مال را دست آورد شامل خیانت در امانت نمی شود. به طور کلی جرم مذکور فرع بر سپردن است. در فرضی که مالک مال را به شخصی بسپارد و امین بمیرد ، چنانچه وراث مال را استعمال ، تصاحب، تلف یا مفقود نمایند، جرم محقق نگردیده چرا که مال به آنها سپرده نشده است. اگر جهیزیه زن پس از جدایی در خانه پدر شوهر بماند و زن شکایت خیانت در امانت علیه پدر شوهر مطرح نماید و جهیزیه را مطالبه نماید ، تحقق جرم به دلیل سپرده نشدن واقع نگردیده است. * نظر نگارنده: نیاز به سپردن مال به طور مستقیم نیست. پس اگر فردی کلید انباری را به امین بسپارد به تبع آن تمامی اموال داخل انباری را سپرده است. یا چنانچه شخص اتومبیل خود را به امین بسپارد تا بفروشد، می فروشد و مبلغ معامله را عودت نمی نماید، تصاحب این مبلغ خیانت در امانت است یا باغ میوه را به امین می سپارد ، منافع آن باغ میوه نیز نزد امین امانت است. 2-2- سپردن قانونی : مال توسط مالک یا متصرف قانونی به امین سپرده می شود . بنابراین اگر مال مسروقه توسط سارق به شخصی سپرده شود و آن شخص مال را تحویل مالک بدهد، مرتکب خیانت در امانت نگردیده است. (حتی اگر تصاحب هم میکرد، خیانت در امانت نبود مثل دزد که به دزد بزند.) 3- شرط استرداد مال سپرده شده یا به مصرف معین رساندن بنابراین تنها در عقد امانت استرداد عین شرط است و شامل عقد قرض نمی شود. 4- تعلق مال به غیر : امین خود مدعی مالکیت نباشد . به طور مثال در عقد بیع، هرگونه تصرف مشتری در مبیع قبل از پرداخت ثمن مجاز است به دلیل آنکه مشتری به محض وقوع عقد بیع مالک مبیع می شود . * نظر من در شراکت : با احراز شراکت، خیانت در امانت قابل نیست. (تفسیر به نفع متهم) نظر مخالف هم است . رای وحدت رویه شماره 10 مورخ 21/7/1355 ارتکاب اعمال مذکور در آن ماده (تخریب مال مشاع) در صورتی که مقرون به قصد اضرار یا جلب منافع غیرمجاز با سوء نیت باشد قابل تعقیب و مجازات است هرچند که مالکیت اموال موضوع جرم مشمول ماده مذکور و به طور اشتراک باشد. 5-شرط حصول نتیجه : جرم مقید است. ورود ضرر به مالک. تحقق ضرر مجنی علیه در جرم خیانت در امانت ملازمه ای با نفع خائن ندارد. مثال: میوه روی درخت در حال خراب شدن است، شخصی میوه را چیده و می فروشد و وجه آن را نگهداری می نماید تا تحویل مالک دهد، مرتکب خیانت در امانت نشده، چرا که ضرر که نبوده هیچ سود هم برده است. پرسش و پاسخ الف – آیا خودداری از استرداد اموالی که از راه قاچاق به دست آمده مشمول خیانت در امانت است ؟ نظر هیئت عالی نشست قضایی چنانچه اشیای موضوع سوال عرفا مالیت داشته باشد خیانت در امانت است و صرف قاچاق سلب عنوان نمی کند . نظر اکثریت قضات : 1- همچون سرقت نمی شود مال مسروقه را سپرد . حقوق از مالکیت قانونی حمایت می کند . 2- امانت یک قرارداد است رابطه امانی منبعث از قرارداد قانونی، چنین قراردادی طبق ماده 10 قانون مدنی نفوذ حقوقی ندارد . 3- با استنباط از سرقت، می گوید: وقتی جرم سرقت واقع می شود که شی مسروقه شرعا مالیت داشته باشد در فرض سوال مال شرعا به دست نیامده است . نظر اقلیت : 1- همه موارد قابل تعقیب است. 2- دادخواهی حق مسلم مردم است. 3- باید هر نوع شکایت را قبول نماییم. * نظر نگارنده : احراز مالکیت یا تصرف قانونی شاکی ، مقایسه مال مسروقه با مال قاچاق قیاس مع الفارق است، زیرا سارق نه مالک است نه متصرف قانونی ، در حالی که مال قاچاق نسبت به صاحب یا متصرف آن واجد هر دو وصف قانونی است و صرفا یا حقوق دولتی و عوارض قانونی را پرداخت ننموده یا بر خلاف ضوابط و مقررات کالا را وارد کرده که جریمه آن را می دهد. یا حتی ممکن است به حکم دادگاه ، کالا ضبط شود این امر هم منافاتی با مالکیت یا تصرف قانونی ندارد ،حکم به ضبط هم که داده شود قانون او را مالک شناخته است. ب – قید مالیت و تفسیر به ارزش مادی و تقویم پول اشتباه است . آلبوم شخصی ارزش معنوی دارد و شامل خیانت در امانت است . ج- تکلیف رد مال توسط دادگاه یا دادسرا در جرم خیانت در امانت چیست؟ هیات عالی : مدعی خصوصی دادخواست ضرر و زیان ندهد دادگاه تکلیف ندارد. مگر اصل مال مورد خیانت موجود که طبق ماده 215 قانون مجازات اسلامی و ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری به عنوان مال تحصیل شده از جرم حکم به رد دهد. نظر همه اعضا : دادسرا تکلیف ندارد. اگر دادخواست به دادگاه داده شود، تکلیف دارد . * نظر نگارنده : در حال حاضر آخرین مقرره قانونی ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 که دادسرا و دادگاه مکلف شده تکلیف اشیا مکشوفه را معین کند یا حسب مورد مسترد و معدوم شود . در خیانت در امانت اگر جزو مال مکشوفه باشد وفق مفاد فوق والا استرداد یا جبران خسارت مستلزم تقدیم دادخواست ضرر و زیان است .

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا

مشاوره دریافت کنید